اخبار سایت
آرشیو
شماره پنجم نورهان خرداد 1391 (32)
شماره ششم نورهان مرداد1391 (36)
شماره هفتم نورهان آبان 1391 (25)
شماره هشتم نورهان دی 1391 (39)
شماره نهم نورهان بهمن 1391 (41)
شماره دهم نورهان اسفند 1391 (15)
شماره یازدهم نورهان اردیبهشت 1392 (17)
شماره دوازدهم نورهان مرداد 1392 (14)
شماره سیزدهم نورهان مهر1392 (17)
شماره چهاردهم نورهان دی1392 (19)
شماره پانزدهم نورهان فروردین 1393 (31)
شماره شانزدهم نورهان تیر 1393 (17)
شماره هفدهم نورهان مهرماه 1393 (29)
شماره هیجدهم نورهان دی ماه 1393 (18)
شماره نوزدهم نورهان خرداد1394 (31)
شماره بیستم نورهان مهر 1394 (29)
شماره بیست و یکم نورهان فروردین 1399 (45)
شماره بیست و دوم نورهان مهر1399 (31)
شماره ی بیست و سوم نورهان آذر 1399 (47)
شماره ی بیست و چهارم نورهان بهمن 1399 (82)
شماره ی بیست و پنجم نورهان فروردین 1400 (48)
شماره ی بیست و ششم نورهان خرداد 1400 (45)
شماره بیست و هفتم نورهان شهریور1400 (47)
شماره بیست و هشتم نورهان آذر 1400 (75)
شماره بیست و نهم نورهان خرداد 1401 (26)
شماره سی‌ام نورهان دی 1401 (29)
شماره سی و یکم نورهان آذر1402 (39)
تقویم
پنج شنبه ، 31 خرداد ماه 1403
14 ذیحجه 1445
2024-06-20
آمار بازدید کننده
افراد آنلاین : 5470
بازدید امروز: 424
بازدید دیروز: 7510
بازدید این هفته: 38162
بازدید این ماه: 251411
بازدید کل: 15413839
فرم ارتباط


موضوع
نام و نام خانوادگی
ایمیل
شماره تماس
وبلاگ یا سایت
توضیحات



نگاهی به مجموعه شعر « مادرد »

                                     
                                          آرزو یزدانی


این روزها حضور قدرتمندانه شاعری در بازار کتاب باعث شده، فضای ادبی انرژی تازه ای بگیرد. « مادرد » عنوان تازه ترین مجموعه شعر علی عبدالرضایی است که توسط نشر بوتیمار وارد بازار کتاب شده و دقیقا هشت روز بعد از انتشار به چاپ دوم رسیده است. این کتاب شامل دو دفتر « آلبوم خانوادگی » و « عشق تبلیغاتی » ست و از چهل و یک شعر کوتاه و بلند تشکیل شده است.

ما که مادر نداشتیم

زلزله بود

که گهواره مان را تکان می داد

در اغلب شعرهای کتاب « مادرد »، زندگی بی هیچ دستکاری وارد شعرشده فرمی تازه را به دست داده ست، در واقع تنوّع فرمی یکی از ویژگیهای اصلی این مجموعه شعر است و هیچ دو شعری در کتاب مادرد وجود ندارد که از حیث فرم و ساخت شباهت داشته باشند و همین خصیصه نشان می دهد که عبدالرضایی ارزش ویژه ای برای ساختار در شعرهای جدیدش قائل است و این بار از راهی جز تصویر محوری و ارائه سطرهای درخشان می خواهد خواننده خودش را به التذاذ هنری برساند. مثلا در شعر « کاس عروس » که به گیلکی عروس چشم سبز معنی می دهد و انگار برای مادری که از فرزندش دور است نوشته شده فرم و ساختار متن باعث می شود مخاطب بدون آنکه شاهد تغییر چیدمان واژگان با توجه به سیستم همنشینی زبان باشد از سطر سطر شعر که بر اساس خصلت جانشینی کلمات در متن ایفای نقش می کنند لذت می برد.

 

این طرفِ دنیا       پسری هم اگر داشته باشی

پسری    دراین طرفِ دنیاست

 به سمت های آبی که پشتِ سرِ اشک ریختی رفت بی خیال!

بیهوده از خیالِ من می‌گذری

اگر این جا باشی

دیگر آن نیستی که آن جا هستی

مثلِ منی می‌شوی که اینجایم

من اگر برگردم

دیگر آن نیستم که این جا هستم

مثلِ تویی می‌شوم که آنجایی

دیگر نمی‌خندم

حتی نمی‌گندم

تنها         تنهاییِ خودم را انجام می‌دهم

مثل همین حالا         که حالم خوب است

و خیال می‌کنم       با خیالِ راحت تنهام

        بی خیال!

آن طرفِ دنیا         مادری هم اگر داشته باشم

مادری       درآن طرفِ دنیاست

 

عبدالرضایی شاعر راههای نرفته ست و مدام با خودش رقابت دارد حتی برخورد او با موتیفی چون مادر که هر شاعری پیرامونش قلم زده متفاوت است

همین که خواستم جفتی صدا کنم

جشنی به پا کنم        پیر شد

مادر      زودترین جای صدایم بود

      که وقتی از آن دور شدم       دیر شد

        مادر!؟

احمق        شاعریست

         که سعی می کند این را بنویسد

 

براستی که مفهوم مادر، مادر تمام مفاهیم است و نوشتن درباره آن و درنغلطیدن در تکرار، کاری صعب است. عبدالرضایی در کتاب مادرد همه جور برخوردی با تم مادری داشته و در این میان بیشترین نزدیکی را با ایده های ژولیا کریستوا دارد. کریستوا آن جا که متاثر از گزاره معروف سیمون دوبوار می گوید زن وجود ندارد بیشتر در تقابل با نظریه ای ست که زبان ادبی یا اساساً زبان را مرد ساز می داند و اینها همه در حالی ست که یک زن پیش از آنکه زن باشد موجودی سخنگوست پس به اندازه مرد در شکل گیری زبان نقش دارد و من اینجا حتی سهم زن را در زبان بیشتر می دانم. و این البته بیشتر به واسطه نقشی ست که یک مادر در تعلیم و تربیت نوزاد دارد. عبدالرضایی در یکی از گفتگوهایش خود را مادر شعرهایش معرفی کرده بود و این مادرانگی در شکل گیری شعرهای مادرد مشهود است. مثلا تم مادری در شعری چون« سیلویا » کاملا تاریخی ست چون شاعر با اشاره به سیلویا پلات، تن به نوع نوینی از مادرسازی می دهد

شب مالِ پشه هام

 روز

آدمها

آنها پشه اند

اینها چی!؟

حتی میخ ها

 فرو رفته اند در تخته

و آرام گرفته اند

اما من!

مادرد کتابی ست که عنصر تخیل در آن نقشی مرکزی دارد و به همین دلیل مخاطب حرفه ای در شعرهایش، شاهد شکل گیری فضایی تازه است. به نظر می رسد عبدالرضایی در انتخاب شعرهای مادرد سعی کرده به تمام عناصر و مولفه های شعری سهم بدهد و همین خصیصه کتاب « مادرد » را از دیگر آثار عبدالرضایی خواندنی تر می کند







ثبت نظرات


موضوع
نام و نام خانوادگی
ایمیل
شماره تماس
وبلاگ یا سایت
توضیحات