اخبار سایت
آرشیو
شماره پنجم نورهان خرداد 1391 (32)
شماره ششم نورهان مرداد1391 (36)
شماره هفتم نورهان آبان 1391 (25)
شماره هشتم نورهان دی 1391 (39)
شماره نهم نورهان بهمن 1391 (41)
شماره دهم نورهان اسفند 1391 (15)
شماره یازدهم نورهان اردیبهشت 1392 (17)
شماره دوازدهم نورهان مرداد 1392 (14)
شماره سیزدهم نورهان مهر1392 (17)
شماره چهاردهم نورهان دی1392 (19)
شماره پانزدهم نورهان فروردین 1393 (31)
شماره شانزدهم نورهان تیر 1393 (17)
شماره هفدهم نورهان مهرماه 1393 (29)
شماره هیجدهم نورهان دی ماه 1393 (18)
شماره نوزدهم نورهان خرداد1394 (31)
شماره بیستم نورهان مهر 1394 (29)
شماره بیست و یکم نورهان فروردین 1399 (45)
شماره بیست و دوم نورهان مهر1399 (31)
شماره ی بیست و سوم نورهان آذر 1399 (47)
شماره ی بیست و چهارم نورهان بهمن 1399 (82)
شماره ی بیست و پنجم نورهان فروردین 1400 (48)
شماره ی بیست و ششم نورهان خرداد 1400 (45)
شماره بیست و هفتم نورهان شهریور1400 (47)
شماره بیست و هشتم نورهان آذر 1400 (75)
شماره بیست و نهم نورهان خرداد 1401 (26)
شماره سی‌ام نورهان دی 1401 (29)
شماره سی و یکم نورهان آذر1402 (39)
تقویم
پنج شنبه ، 3 خرداد ماه 1403
16 ذیقعده 1445
2024-05-23
آمار بازدید کننده
افراد آنلاین : 106
بازدید امروز: 1392
بازدید دیروز: 6821
بازدید این هفته: 50621
بازدید این ماه: 12306
بازدید کل: 15174734
فرم ارتباط


موضوع
نام و نام خانوادگی
ایمیل
شماره تماس
وبلاگ یا سایت
توضیحات



بنجامین فرانکلین

                                
                                    کامبیز منوچهریان




فرانکلین یا بنجامین فرانکلین، نویسنده وناشر، سیاست‌مدار، طبیعی‌دان و مخترع آمریکایی، در ۱۷ ژانویهٓ۱۷۰۶ میلادی در بوستون چشم به جهان گشود. او یکی از بنیان‌گذاران ایالات متحدهٓ آمریکا و مخترع برق‌گیر وعینک دوکانونی بود.

دوران جوانی :

بنیامین، به‌عنوان دهمین پسر و پانزدهمین فرزند آقای فرانکلین، که تولیدکنندهٓ صابون و شمع بود، در بوستون زاده شد. وی از اوان کودکی با اشتیاق و علاقه، به مطالعهٓ کتاب‌های علمی، مذهبی و ادبیات پرداخت و گنجینه‌ای ازدانش و معلومات کسب کرد. بنیامین مدتی در چاپ‌خانهٓ برادر ناتنی خود، جیمز فرانکلین، به کارآموزی پرداخت و برای اولین بار در سال ۱۷۲۲ با نام مستعار در روزنامهٓ برادرش چهارده مقالهٓ طنزآمیز و کوتاه منتشر کرد. آن روزنامه در همان سال به‌خاطر مقالهٓ جنجال‌برانگیزی که به‌چاپ رساند، توقیف و جیمز، که سردبیر آن بود، به یک ماه زندان محکوم شد. ازآن‌پس، بنیامین مدیریت روزنامه را برعهده گرفت و به نشر آن همت گماشت. فرانکلین درفیلادلفیا به صنعت چاپ روی آورد و کتاب‌های بی‌شماری را منتشر ساخت. فعالیت‌های خستگی‌ناپذیر او درزمینهٓ چاپ کتاب، وی را به‌عنوان ناشر صاحب‌نامی به اشتهار رسانید. فرانکلین در دوران زندگی به فعالیت‌های اجتماعی و خدمات عمومی و امدادرسانی همت گماشت و به عضویت در این مؤسسات پذیرفته شد. او توجه خود را به خدمات شهری و رفاه عمومی، مانند نظافت خیابان‌ها، روشنایی شهر، نظام تشکیلاتیِ مدارس، تأسیس آتش‌نشانی غیرانتفاعی، بیمارستان و اولین کتاب‌خانهٓ عاریتی که در دنیا بی‌همتا بود، معطوف داشت.

 

DEATH IS A FISHERMAN

by: Benjamin Franklin (1706-1790)

 

DEATH is a fisherman, the world we see

His fish-pond is, and we the fishes be;

His net some general sickness; howe'er he

Is not so kind as other fishers be;

For if they take one of the smaller fry,

They throw him in again, he shall not die:

But death is sure to kill all he can get,

And all is fish with him that comes to net.

"Death is a Fisherman" is reprinted from Poor Richard's Almanack. September, 1733.


 

http://www.poetry-archive.com/f/death_is_a_fisherman.html

 

مرگ یک ماهیگیر است

شعر از بنجامین فرانکلین

ترجمه در سه روایت از کامبیز منوچهریان

 

روایت اول :

مرگ مانند مرد ماهیگیر

هست و دریای او جهان باشد

ماهی او کسی چو من چون تو

خواه او پیر یا جوان باشد

 

تور او : ناخوشی، مرض، پیری

هست تا صیدمان کند شاید

ما همه ماهیان این برکه

تور گاهی به سمت ما آید

 

گرچه صیادهای دیگر هم

تور خود را به آب اندازند

گاهی اما که صیدشان کوچک

هست دیگر به آن نمی نازند

 

صید را باز هم روانه کنند

سوی دریا که جان بگیرد باز

تا نمیرد، به آب برگردد

زندگی را ز نو کند آغاز

 

مرگ اما همیشه بی رحم است

او فقط مرگ صید می خواهد

هرکه افتد به دام خواهد کشت

تا که از جمع ماهیان کاهد

 

روایت دوم :

مرگ همچون مرد ماهیگیر می ماند

این جهان چون برکه ای که او

تور خود در آب اندازد.

تور او بیماری و پیری

او چنان صیادهای دیگر ماهی،

مهربان و با محبت نیست.

بارها دیدم که صیادان،

صیدهای کوچک خود را،

باز گردانند،

تا نمیرد صید کوچک،

باز گردد او به دنیایش.

مرگ اما،

هر که را در دام اندازد،

پیر یا کودک،

بی تامل،

 فارغ از امروز و فردایش،

زندگانی را برای او به پایان می رساند،

می کشد او را.

 

 

روایت سوم :

مرگ ماهیگیر است و جهانی که می بینیم برکه اش.

و ما : ماهیانی که می خواهد صید کند.

تور او : بعضی بیماریها.

به هر حال او چون صیادان دیگر مهربان نیست،

که اگر صید کوچکی به دام اندازند،

رهایش کنند تا نمیرد.

مرگ اما،

به کشتن هر که به دامش افتد،

مطمئن است.

 

 







ثبت نظرات


موضوع
نام و نام خانوادگی
ایمیل
شماره تماس
وبلاگ یا سایت
توضیحات